یلدای بی سحر

انتظار

 خوش             صفا           دادی           کلبه ی           بارانی        باران.....

 

فریادی از جنس آه از گلوی یک زن تنها در غبار یک بعد از ظهر تنهاتر از هر وقت چون قناری اسیر که منتظر باز شدن ناگهانی در قفس است با باز شدن دهانم بیرون میپرد وتمام این زندگی۱۴ ساله را با خود در یک آه خلاصه میکند .....

 

چه دشوار است اسان بودن وماند ن     چه زجری میکشد انکس که انسان است واز احساس سرشار است.

این صفحات شده اند دفتر خاطرات مجازی یک زن که از زندگی وبودن با بچه هایش فقط غم دوری از انها نصیبش شد ودیگر هیچ ویک ّاه سرد وخاموش  ونوشتن در صفحات مجازی یک دنیای واقعی....

ورنج اور تر اینکه انکه باید این خاطرات را ببیند وبخواند هیچ گاه نمیتواند دسترسی داشته باشد به این.....

یکی پرسید اندوه تو از چیست؟سبب ساز سکوت مبهمت کیست؟برایش صادقانه می نویسم

برای انکه باید باشد ونیست .......

  نوشته های   عنوان دار     فریاد     لحظه های      من    است ...پذیرایش باشید ..من      شاعر       نیستم      غصه  هام رو     نوشتم....

تقدیم به عزیزتزین عزیزانم سحر ویلدایم.....

سحر شد وصبحی دوباره ودلتنگی دیگر ولیک شب یلدای بی شما بودن هرگز سحر نشد....


برچسب‌ها: شبهای یلدایی بی یلدایم
نوشته شده در چهارشنبه بیست و هشتم فروردین 1392ساعت 16:33 توسط باران| |

روزها میگذرند ودقایق در پی....وثانیه های بی سحر سختتر وسختتر وهر جه به  لحظه تولدت نزدیکتر سحر جان

لحظه هایم سخت تر وسردتر در سکوت.....گل من سبز باشی .....به سحرم...



روز تولدت شد و نیستم اما كنار تو
كاشكی می شد كه جونمو هدیه بدم برای تو
درسته ما نمیتونیم این روز و پیش هم باشیم
بیا بهش تو رویامون رنگ حقیقت بپاشیم
میخوام برات تو رویاهام جشن تولد بگیرم
از لحظه لحظه های جشن، تو خیالم عكس بگیرم
من باشم و تو باشی و فرشته های آسمون
چراغونی جشنمون، ستاره های كهكشون
به جای شمع میخوام برات غم‌هاتو آتیش بزنم
هر چی غم و غصه داری یك شبه آتیش بزنم
تو غمهات و فوت بكنی منم ستاره بیارم
اشک چشاتو پاک کنم نور ستاره بكارم
كهكشونو ستاره هاش دریاو موج و ماهیاش
بیابونا و بركه هاش بارون و قطره قطره هاش

با هفت تا آسمون پر از گلای یاس ومیخک
بال فرشته ها و عشق و اشتیاق و پولک
عاشق تو  یه قلب بی قرار و کوچک
فقط می خوان بهت بگن :تولدت مبارک(مریم حیدر زاده )

به سحرم....هفدهمین بهار زندگیت مبارک باشه عزیز راه دورم....

عکسهای متحرک و زیبای تولدت مبارک

 

 

 

نوشته شده در چهارشنبه بیست و ششم شهریور 1393ساعت 17:29 توسط باران| |

دوروز دیگه28شهریور تولد سحرعزیزم هست....واین ششمین سال بدون سحر است که تولدش رو دور ادور

تبریک میگم وبرای دل تنهای خودم جشن میگیرم جشنی در سکوت وتنهایی...سحرم تولدت مبارک باشه

عزیزم...سخته برا یه یه مادر از عزیزانش فقط یک خاطره داشته باشه...سخته...سحرم گل من گل وجودت سبز باشه...

عکسهای متحرک و زیبای تولدت مبارک

نوشته شده در چهارشنبه بیست و ششم شهریور 1393ساعت 17:17 توسط باران| |

نوشته شده در پنجشنبه سیزدهم شهریور 1393ساعت 21:47 توسط باران| |

یلدایی ترین روزهای ساکت  بی یلدای من در هوای سحر سخت میگذرد سخت.....

 

heart love-98love.ir

نوشته شده در دوشنبه دهم شهریور 1393ساعت 21:9 توسط باران| |

بهترین درسی که از زندگی گرفتم این بود :آدمها شبیه حرفهایشان نیستند.....

 

 

نوشته شده در سه شنبه چهارم شهریور 1393ساعت 20:49 توسط باران| |

عکس متحرک باران عاشقانهوگاهی باید زیر باران رفت وتمام سکوتها را فریاد زد....فریاد زد....

نوشته شده در سه شنبه چهارم شهریور 1393ساعت 16:46 توسط باران| |

باران هر وقت که ببارد زیباست..وبا یاد سحر ویلدایم زیباتر .زیباتر زیباتر ...چرا که خیس خاطرات میشوم.....به سحر ویلدایم.....عکس متحرک باران عاشقانه

نوشته شده در سه شنبه چهارم شهریور 1393ساعت 16:42 توسط باران| |

خاطرات غربال شده در دستهای زمان فقط قطرات نبودنهای تو بود....عکس متحرک باران عاشقانه

نوشته شده در سه شنبه چهارم شهریور 1393ساعت 16:39 توسط باران| |

چند وقت پیش نگران حال عزیزی بودم،گفت نگران نباش این نیز ب

گذرد....الان که حالم خوش نیست میبینم میگذرد ولی سخت.... سختتر از انچه که بتوان نوشت...

نوشته شده در دوشنبه سوم شهریور 1393ساعت 17:39 توسط باران| |

قالب جدید وبلاگ پیچك دات نت